حداقل دستمزد طبقه کارگر ایران

گفتگو با سلام زیجی در باره حداقل دستمزد طبقه کارگر ایران

با افزودن این مقدمه، باز نشر گفتگوی حاضر“در باره حداقل دستمزد طبقه کارگر ایران” ضرورت پیدا کرد. در این مقدمه  تاکیداتی بر چند موضوع مهم و مرتبط به اهمیت فوری اتحاد طبقاتی طبقه کارگرحول افزایش حداقل دستمزد( مزد پایه ١۴٠٢) مورد نظر خود کارگران، و تحمیل آن به دولت بورژوا- اسلامی  و”شورای عالی کار”، مبرمیت پیدا کرده است. لازم است به عوامل جدید در این باره توجه کنیم از جمله: تورم بالای ۵٠ درصدی، دلار بالای ۵٧ هزار تومانی( به احتمال زیاد به سقف ١٠٠ هزارتومان نیز برسد)، و افزایش شتابان کلیه هزینه های زندگی به  دها و صدها برابر، و دیگر بحرانهای سیاسی و اقتصادی رژیم، شرایط به مراتب هولناکتری به اکثریت شهروندان و کارگران تحمیل کرده است. در این شرایط سخت ریاضت کشی اقتصادی و توام با فضای سرکوب، بودجه حاصله از درد و رنج و کار پر مشقت کارگران و زحمتکشان کشور، کلا در اختیاردستگاههای سرکوب فیزیکی و فکری، وسیستم فساد و خرافات مذهبی و دولتی، و دیگر نهادهای مفتخور قرار داده شده است. گویا در این شریط فلاکت بار اقتصادی و گسترش روز افزون فقر و بیکاری و مرگ و میر  ناشی از موجودیت سیاه حاکمیت جمهوری اسلامی قرار است ٢٠ یا ٣٠ درصد به حقوق “کارمندان” افزایش پیدا کند،(معمولا کارگران در ته لیست “شورای عالی” ضد کارگری قرار دارند) و بر این مبنا دستمزد کارگران نیز قرار است”افزایش” پیدا نماید!

 با توجه به عوامل بر شمرده، به درست مطالبه ٢۵ میلیون تومان “حداقل دستمزد”، تامین کننده حداقلی یک زندگی بخورو نمیر طبقه کارگرایران میباشد،  و از جانب چند تشکل و نهاد کارگری نیز مطرح شده است. که باید برای آن آماده شد وجانانه تلاش متحدانه ی را سازمان داد برای  بیرون آوردن آن حق اولیه از حلقوم چرکین جمهوری اسلامی و سرمایه دارن. لازم است متحدانه در بعد میلیونی در مراکز کار دست به اعتصاب سراسری زد و کل جامعه را به  حمایت عملی از آن فراخواند. در این مقطع، زمان برای جنبش ما به منظور شروع چنین تحرکی، از جمله برای افزایش دستمزد، بیش از همیشه فراهم ترشده است!، اکنون با توجه به بستر ملتهب و پرتلاطم سیاسی در جامعه بیش از هر زمانی مسیر اتحاد و همبستکی طبقه کارگر حول مطالبه واحدی که به زندگی دها میلیون کارگر و انسان زحمتکش گره خورده است  ممکن تر گردیده است:

 ١- با اتکا به مبارزات انقلابی ۵ ماه اخیر در سراسر کشور،که خود آن  نیز بر بستر ۴۴ سال استثمار و جنایت سازمان یافته دولت بورژوا-اسلامی حاکم بر ایران به وقوع پیوسته است. 

٢- با اتکا به تجارب گرانبهایی که جنبش مبارزاتی و ضد سرمایه دارای کارگران، هم در ۴۴ سال حاکمیت جمهوری ضد کارگری اسلامی ، و هم در دوره استبداد شاهنشاهی ضد کارگری، بدست آورده شده است. 

٣- بطو اخص تر، با اتکا به “منشورمطالبات حداقلی تشکل های صنفی و مدنی ایران”،(به امید لحاظ کردن پاره ای ملاحظات انتقادی و پیشنهادات مثبت ومتحد کننده تری که حول آن صورت گرفته است)  قاعدتا باید چنین اتحاد و همبستگی ما به ازا اجتماعی نیز پیدا کند، و با برداشتن گامهای مهم تری در جهت اتحاد و پیشروی بیشتر جنبش کارگری و آزدایخوانه تبلور پیدا کند.

  

مولفه های فوق اصولا باید منجر به تحرک تازه تر، متحد کننده تر، و بسیار شکننده  تری برای جمهوری اسلامی و کلیت آن تمام گردد. همچنین در سطح  بیان مطالبات و ماهیت و مفهوم شعار به مراتب رادیکالتر ودامنه انقلابی گری آن گسترده تر باشد در سراسر کشور. و بطریق اولی متکی به افق روشنتر و الهام گرفته از ماهیت همواره ضد سرمایه دارانه بودن کارگران!.

اکنون در شرایطی منشورنامبرده اعلام  و منتشرشده است، که طبقه کارگر ایران در انتظار تصمیم گیری یک مشت انگل شکم سیر دولتی و سرمایه دار و کارفرمایان زالو صفت به اسم “شورایعالی کار”، برای سرنوشت دها میلیون کارگر و خانواده و فرزندان کارگری، بسر میبرند. این فاجعه چه اتفاق بیفتد و چه نیفتد، هم اکنون در ابعاد خورد کننده و فاجعه آمیزی  فقر و فلاکت و گرسنگی گریبان کل طبقه کارگر و کارگران پیشرو و سوسیالیست را گرفته است!،از اینرو با اتکا به موقعیت جدید کنونی در جامعه و جنبش طبقاتی مان،موظف  و محکوم هستیم به تامین تحرکات اعتراضی جدیدتر و ایجاد همبستگی طبقاتی در سراسر کشور. تا بتوانیم  هم  تعرض گستاخانه جمهوری اسلامی سرمایه داران را با شکست مواجه نماییم، و هم نقش پیشرو و متحد کننده جنبش کارگری و سوسیالیستی را درجهت شروع اعتصابات کارگری و همچنین درجنبش اعتراضی-خیابانی را تامین کنیم. 

به مثابه یک طبقه انقلابی و پیشرو بیش از پیش موظف هستیم تا مهر خودمان را به کل فضای اعتراضی و وجود تنفر بنیادی جامعه از جمهوری اسلامی ونظام سرمایه داری را تعمیق یافته تر کرده  و آنرا گسترش بدهیم! 

کلید این مهم، در گام نخست به شروع اعتصابات سراسری کارگری قدرتمند و تدارک عملی آن گره خورده است.این امر بدون تردید هم برای محقق کردن مطالبه فوری افزایش حداقل دستمزد ١۴٠٢ کارگران  وهم بر روند کنونی و درازمدت مبارزاتی جامعه موثر واقع خواهد گردید. از جنبش کارگری تا جنبش توده ای اعتراضی، ما نیازمند تقویت بیش از پیش هژمونی سوسیالیستی واهداف و تنفر ضد سرمایه دارانه در سراسر کشور هستیم. این مهم در عین حال جواب محکم و دندان شکنی به “اپوزسیون” مرتجع شونیست و سلطنت طلبان، و کل طیف راست در خارج کشور نیز خواهد بود! بدون چنین روندی دم زدن از سیاست کارگری پیشرو و حکومت شورای و جنبش سوسیالیستی و کارگری بسیار دشوارتر و غیر ممکن تر خواهد شد!

   رفقای کارگر!با تمام قدرت پیش به سوی مبارزات متحد برای تحقق ٢۵ میلیون تومان به عنوان حداقل دستمزد ماهانه طبقه کارگر ایران. امضا کنندگان منشورمطالبات حداقلی… در ایران” نیز بسیار ضروری است که بسترهمبستگی طبقاتی کارگری  را بیش از پیش هموار تر و عملی تر نمایند! رفقا، باید بیش از پیش  تعجیل کرد!

گفتگو با سلام زیجی در باره حداقل دستمزد طبقه کارگر ایران

سوسیالیسم امروز: همچنانکه مطلع هستید اکنون فصل تعیین حداقل دستمزد طبقه کارگر ایران برای سال ١٣٩٨ میباشد، سیاست حزب سوسیالیست انقلابی در باره این موضوع چیست؟

سلام زیجی: سیاست ما تحت عنوان “بیانیه حزب سوسیالیست انقلابی ایران در باره حداقل دستمزد سال ٩٨( حداقل دستمزد کمتراز”خط فقر۶ میلیون تومان” جنایت است! “، در تاریخ ۶ بهمن ١٣٩٧ ( ٢۶ژانویه ٢٠١٩) به اطلاع عموم رسیده است و فکر میکنم یک سیاست روشن کارگری-سوسیالیستی در این زمینه اتخاذ کرده ایم،و توصیه میکنم حول این سیاستها صف متحد طبقاتی جنبشمان به تحرک در بیاید. در اینجا به چند موضوع مهم و مرتبط در این زمینه اشارە خواهم کرد، امیدوارم مورد توجه کارگران و فعالین قرار بگیرد.

نیروی کـــار ارزان و سرکوب شدید طبقه کارگر

واقعیت امر این است که طبقه ما با شرایط بسیار سخت کار، معیشت، دستمزد و زندگی زیر خط فقر دست و پنجه نرم میکند. آنهم در کشوری که یکی از ثروتمندترین دولتهای بورژوایی منطقه و جهان ، و با برخورداری از ثروت و سامان بسیار زیاد نفت و گاز و معادن و غیره میباشد. چهره زشت چنین نظام سرمایەداری از همینجا عیان میگردد که هرچە ثروت و سامان بیشتر میگردد به همان اندازه خالقین همان ثروت و سامانها بیشتر به فقر و تنگدستی و یک زندگی غیر انسانی محکوم میگردند. ثروت و منابعی که در جامعه وجود دارد اولا محصول کارشهروندان زحمتکش و کارگرانی است که با فروش نیروی کار شبانەروزی خود آنرا برای جامعه به ارمغان می آورند و خود فقط برای زنده ماندن از آن سهم ناچیزی را دریافت خواهند کرد. بخش ٩٩ درصدی این ثروت عظیم در اختیار یک اقلیت فاسد و استثمارگر به اسم سرمایه دار و دولت آن طبقه قرار میگرد، و با زور آنرا تصاحب میکنند. اما برای بقای چنین نظام ضد انسانی تزیین شده به حربەهای کثیف و دروغینی مانند “خاک، میهن ،ملت، دمکراسی، حقوق بشر، سرود و پرچم ملی، و مسجد و کلیسا”، بخشی از همین ثروت “باد آورده” را هزینه اوباش دوروبر آن تشریفات بورژوایی و همچنین هزینه نیروی مسلح و سرکوب و زندان و زندانبانها میکنند تا طبقەای که این واقعیت را خلق کرده است نسل اندر نسل ناچار گردد همین شیوە از مناسبات استثمارگرانەو نابرابر را ادامه دهند. بدون چنین حربە و ابزارهای سرکوب، یک روز هم این سیستم قادر به ادامه حیاط ننگین خود نخواهد بود. موضوع سرکوب مستمر کارگران و رهبران آن نیز به یک واقعیت شناخته شده جامعەایران و جهان تبدیل شده است و در راستای تامین کار هر چه ارزانتر و ساکت کردن طبقه کارگر برای سرمایەداران ایرانی و خارجی صورت میگیرد. سیاست ضد کارگری که، با وجود تحمل و تقبل هزینەهای بسیار زیادی، اما با جایگاه پیشرو و تعیین کننده طبقه کارگر علیه نظام سرمایەداری و استبداد دینی همساز و همسو نبوده و هرگز قادر به ساکت و سرکوب کردن این “خطر” واقعی نخواهند شد.

دامنه ستم و بی حقوقی 

ابعاد ستم و بی حقوقی که بەکارگر در ایرانی تحمـیل میشود در مقایسه با اکثریت کشورهای دیگر سرمایەداری هم کم نظیر است. ما در ایران، و از زمان شاه ضد کارگری تا امروز و در دوره جمهوری اسلامی ضد کارگری تر از سیستم شاه، با چنین جنایت سازمانیافته، از جمله تحمیل بی حقوقی کامل اقتصادی در حق بەکارگر در ایران روبرو هستیم. از اینرو حتی مبحث “حداقل دستمزد”، که یک امر اولیه “تنظیم” مناسبات بین کارگر و سرمایه دار و چگونگی فروش نیروی کار محصوب میشود بر بستر یک سیستم “روتین ” حاکم نظام سرمایەداری در ایران تعین تکلیف نمیگردد. هیچ حق تشکل و آزادی و اعتراض و غیرەای در بیرون از حیطه تعریف شده دولت اسلامی و ارگانهای بورژوازی و مواجب بگیر آن قابل قبول نیست برای این سیستم. دقیقا به همین دلیل بحث اصلاحات “اقتصادی” هم در این نظام برای طبقەکارگر بی پایە و پوچ است. به این معنی ما با یک مناسبات کاملا قرون وسطی روبرو هستیم. مبحث مبارزه اقتصادی یا حداقل دستمزد کارگران در ایران فقط یک بحث عادی نیست، یک جنایت سازمان یافتەعظیم و کشتار قانونی و به گرسنگی کشاندن رسمی یک طبقه دها میلیونی در کشور است کە در مقابل ما قرار دارد. هر روز شاهد مرگ دها نفر در محل کار بودن، و هر روز دها خود کشی و دیدن گسترش اعتیاد، اخراج و شاهد کودکان کار و خیابانی بودن و دیدن درد آور سیر کردن شکم گرسنەدر زبالەهای کنار خیابان به یک امر”روتین” در این کشور بزرگ سرمایه داری “اختلاسگر” هر روزه میلیاردی خدا پرستان و دزدهای فاسد دولت بورژوا- اسلامی مواجه هستیم. 

راه حل نهایی و کنونی جنبش ما

از اینرو ضمن اینکه راە رهایی قطعی طبقەکارگر و جامعه بشری را در لغو کار مزدی و لغو مالکیت خصوصی میدانیم و ضمن اینکەمعتقد هستیم باید دولت آن طبقه، در اینجا سرنگونی کلیت نظام جمهوری اسلامی را باید هدف محوری جنبش خود قرار بدهیم، و همواره چنین بوده است، اما همزمان معتقد هستیم مبارزه اقتصادی طبقه کارگر و مبحث دستمزد و افزایش مستمر آن، با وجود همه مشکلات و سختی های سر راه، به عنوان یک رکن مهم مبارزه ما برای تحمیل “رفرم” بر دولت و طبقه حاکمه را بخش جدا ناپذیری از کل هدف خود برای پایان دادن بەحاکمیت سرمایەداری و نظام ضد انسانی کار مزدی می دانیم. از این جهت حزب ما در قدم به قدم این مبارزه بطور جدی حضور دارد و آنرا یک مبارزه مهم و جدی برای کل طبقه قلمداد مینماید. کارگر به هراندازەای از امکانات اقتصادی بهتری برخوردار باشد، دستمزد مناسبتری به دولت و کارفرما تحمیل نماید، بتواند حق خود را بیشتر از حلقوم آن جانیان بیرون بکشد، به همان اندازه ضمن جنبه انسانی قضیه که باید زندگی کند و شکم خود و فرزندانش تامین شده باشد، همزمان امکان بهتری برای سازماندهی اعتراض متحد کننده تر، اعتصابات پردامنه تر و تغییر تناسب قوای بیشتر به نفع خود برخوردار خواهد شد. واقعیتی که همواره دولت وکارفرمایان زالوصف برآن واقف هستند و یکی از دلیلهای تحمیل فقر و گرسنگی سازمانیافتەبه ما کارگران دقیقا به هدف پیشگیری از به میدان آمدن همین پتانسیل و ظرفیتهای کارگری علیه خود است.

جنایت پدیده دستمزد معوقه

شما در ایران حتی با جنایت دستمزد معوقه در ابعاد بسیار گسترده روبرو هستید، کارگر کارش را با همان دستمزد بردگی که دولت وشورای عالی کارش تعین و تحمیل کرده، انجام داده است. اما آنرا نیز ماها پرداخت نمی کنند. وبجای مجرمین و دزدها، یعنی دولت و کارفرما، باز هم این کارگر معترض و مطالبه جو است که سرکوب و به زندان انداخته میشود. اما برای مثال همین پدیده را جلواوباش حاکمیت بگذارید، آیا خامنەای، روحانی، تک تک نمایندگان مفت خودر مجلس، سپاه، ارتشی، ادارەجات دولتی، مجمع تشخیص مصلحت و امام جمعەها و آخوندهای گردن گلفت مفت خور حاضر هستند حتی در راه “خدایشان” ۴ -۵ ماه حقوق دریافت نکنند؟ حاضر هستند بروند از زبالەهای کنار خیابان شکم گندیده و مفت خورشان را سیر کنند؟، تازه پولی هم که میگیرند، بدون زحمت کشیدن و کار کردن گیرشان می آید، کە آنهم حاصل رنج و کار کارگران است. کارگر نیستند که باید شب و روز جان بکند و تولید کند تا یک درصد آنرا به جیب خود و خانواده اش باز گرداند. و حالا همین یک درصد را نیز پرداخت نمیکنند!. عادی تلقی کردن چنین رفتاری با حق و زندگی کارگر و فرزندانشان نه فقط یک رفتار به شدت بیمار گونه و جنایتکارانه از جانب دولت حاکم میباشد که حتی تحمل آن و عادی نگاه کردن به چنین جنایتی از جانب هر جامعه ی نیز مایه شرم بشریت است.

“جرم کمونیستی”

جالب است کسی که به این مسائل اعتراض دارد گویا “مجرم” است”، چون “کمونیستی” است. اگر بیان این حقایق و مبارزه برای کوتاه کردن دست دزدها و دولتیها و سرمایەداران و انگلهای جامعه از سر زندگی اکثریت شهروندان جرم و کمونیستی است باید با افتخار این جرم “بزرگ” را با جان و دل خرید! جامعەای کەاین “جرم” ها را مرتکب نشود، از انسانیت دور مانده است!، بله این تنها سوسیالیستها و کارگران کمونیست هستند که حقیقت را میگویند و از حق و برابری انسانها دفاع میکنند، و رفاه، امنیت و برابری را حق اولیه تک تک کارگران و هرانسان شرافتمندی میدانند. ما حق داریم به کسی دستمزدمان را نمیدهد معترض باشیم، ما حق داریم از یک زندگی انسانی اقتصادی برخوردار باشیم، ما حق داریم متشکل شویم و برای این امر متحدانه مبارزه کنیم، آن دولت و کسی که این حق را نمی پذیرد و به جنایت و خشونت علیه ما روی می آورد باید زندان برود و مجازات شود و مجرم تلقی گردد! .کمونیست بودن فقط برای جنایتکاران و سرمایه داران و دزدان تاریخ منفی تلقی میگردد و جرم محسوب میگردد، چرا که کمونیزم و کارگر این دنیای کثیف ظالمانه ، دروغین ، ریاکارانه و فاسد آنها را در شان انسان متمدن امروزی نمی داند! 

خط فقر، حربه های بورژوائی وحداقل دستمزد 

( آمارهای زیر مربوط به چند سال پیش است) 

در باره میزان خط فقر نیز تا کنون خود مقامات مختلف رژیم هم از رقم “سه میلیون و هفتصد هزار تومان” و هم از “قریب به ۶ میلیون تومان” صحبت کرده اند. اعلام نرخ خط فقر در هر جامعه ی یعنی اینکه هر انسانی برای تامین حداقل زندگی اقتصادی خود، اعم از مواد غذای و دیگر هزینه ها و نیازمندیهای اولیه زندگی اش، نباید کمتر از خط فقر بطور منظم و ماهانه دستمزد دریافت نماید. در غیر اینصورت آن زندگی، یک زندگی به شدت درد آور و مترادف با تحمل فقر و گرسنگی و سپری کردن شرایط بسیاردشواری خواهد بود!. تردیدی نباید داشت که دشمنان ما کارگران انواع حربه و تبلیغ و ارقامهای دروغین و نرخ تورمهای من در آوردی و بحث تحریم و “اقتصاد مقاومتی” و” منفعت ملی” و غیره را در بوق خواهند کرد و وارد معادله روند تعین حداقل دستمزد میکنند تا راه برای تحمیل دوباره دستمزدی که منفعت دولت و سرمایه داران را بهتر تامین میکند بخورد کارگران وجامعه بدهند. و ما هم باید بدانیم اینها هذیانگوئی های طبقه و افرادی است که در تمام حیاط خود بجز مفت خوری و دزدی و عوامفریبی هیچ شغل و شگرد دیگری ندارند و حرفه شان دشمنی و تحمیل شرایط سخت تر به کارگران میباشد. واقعیت امروز هزینه های زندگی کارگر در ایران و موقعیت دشوار اقتصادی اش در سطحی است که باید حداقل بیشتر از خط فقر، یعنی ۶- ٧ میلیون تومان دستمزد ماهانه دریافت کند تا هر روز سفره خالی در خیابانها پهن نکند و “شرمنده، خانواده و فرزندانش” نباشد. ما به سهم خود خواهان تحقق این مطالبه هستیم و فکر میکنیم گرفتن آن هم ممکن است و هم حیاتی برای کارگران در ایران. روشن است همچنانکه از عنوان آن پیدا است این “حداقل” دستمزد است، یعنی دستمزد پایه ماهانه کارگر، حداقل استانداردی که در هیچ جایی از کشور هیچ کارگری نباید از آن کمتر دستمزد بگیرد. اما حداکثر دستمزد نیست! مثلا برای شب کار، معادن، ساختمانی، و دیگر مراکزی که بنا به تشخیص نمایندگان کارگری کارهای سخت و خطڕناک قلمداد میشوند، روشن است که باید دستمزده به مراتب بیشتری در نظر گرفت. در عین حال ما فکر میکنیم باید طبقه ما بر این حق هم تاکید ورزد که هر گاه اخراج و بیکار شد باید دولت ٨٠ درصد حداقل دستمزد را تا پیدا کردن کار مجدد به عنوان بیمه بیکاری برای همه افراد بیکار پرداخت نماید.

پدیده دستمزد و اتحاد طبقه کارگر

در ضمن باید تاکید کنم که این پدیده، مسئله دستمزد کارگر، بر عکس خیلی از مسائل دیگر، حتی در درون جنبش کارگری، یک پدیده متحد کننده و فراگیر و منفعت واحد کل طبقه را در بر میگیرد. بلاواسطه کاری به گرایشات درون طبقه و افکارها و عقایدهای فردی به این معنا ندارد، هر چند فکر میکنیم سیاست و گرایش رادیکال و سوسیالیستی که منفعت کل طبقه را نمایندگی میکند بهترین، پیشروترین و متحد کنندترین راه را در این زمینه نیز جلو طبقه میگذارد، و همواره آنرا اتکا به اراده و مبارزه جمعی طبقاتی خود رجوع میدهد نه فرستادن دنبال مقامات و “کار قانونی” و غیره. با این وجود در کلیت خود امر دستمزد و مبارزه اقتصادی طبقه با خود هم ،آگاهی طبقاتی بیشتر و هم اتحاد بیشتر صفوف کارگران را در جدال با بورژوازی به همراه دارد. تردیدی نیست دشمنان ما از خامنەای جانی تا دولت شیاد روحانی و تا این و آن کارفرما و مضحکەهایی به اسم شورای عالی کار و خانه کارگر و شوراهای اسلامی و انجمن صنفی سر راه ما قرار دارند، و اولویتهای دیگری را میخواهند به ما تحمیل کنند، اما در مقابل ما هم باید اولویت و امر مهم خود را که اکنون مسئله افزایش فوری و حداقل ۵-۶ برابر دستمزد کنونی و رفاه و حداقل از امنیت اقتصادی خودمان به عنوان اکثریت جامعه است باید بتوانیم به آنها تحمیل کنیم و اجازه ندهیم بیش از این به ما کارگران مانند بردگان ارزان کار مزدی نگاه کنند و از قبل درد و رنج ما هر روز در ابعاد میلیاردی دزدی و “اختلاس” کنند و آنرا صرف اوباش آدمکشان و تروریستها و سرکوبگران خود ما در داخل و خارج کشور نمایند و خودمان بی حقوق و گرسنه!

حداقل دستمزد و تشکل مستقل کارگری

مسئله تعین حداقل دستمزد مستلزم به پیش کشاندن ایجاد تشکلهای مستقل کارگری هم هست. نمیتوان بدون تشکل و نماینده منتخب خود وارد نبرد برای تعین حداقل دستمزد شد. نهادها و ارگانهای تا کنونی دولت به کارگر ربط ندارند، برای زدن حق کارگر و پیشگیری از ایجاد تشکلهای طبیعی و منتخب کارگر در ایران از طرف دولت و “قانون کار” و قانون اساسی دولت اسلامی و سرمایەداران ایجاد گردیدەاند. همین شورای عالی کار که همەشان دولتی، کارفرمایی و “اقتصاد دان مستقل” هستند، و دو نفر دیگرشان هم”کارگر”بر آمده از همین نهادهای دولتی مانند شورای اسلامی و انجمن صنفی و خانه کار هستند و نوچه و خدمت گذار دولت و سرمایه دارانند!. سیاست ما در این زمینه بر ضرورت ایجاد تشکلهای مستقل از دولت، برگزاری مجامع عمومی، انتخاب نمایندگان شورایی به عنوان طرف حساب اصلی با دولت و کارفرما در جدال برای تعیین حداقل دستمزد کارگران میباشد. تا زمانی که چنین اتفاقی صورت نگیرد، طبقه کارگر ایران همچنان بطور یکجانبه از طرف دولت و نهادهای دست ساخت شان هر چیزی که منافع دولت و سرمایه داران ایجاب نماید به اسم “حداقل دستمزد” تعین و تحمیل میکنند. بعدا هم با پاسدار و پلیس و لباس شخصی و آخوند و شورای اسلامی و دیگر اوباش ضد کارگری برای اجرای آن تصمیم ضد انسانی کارگران معترض را سرکوب میکنند و فعالینش را وارد زندانها . این جنایت بزرگ را بیش از این نباید تحمل کرد. مقابله با این روند اولین امر هر رهبر عملی و جدی و سوسیالیست درون طبقه است. رهبرانی که به جای اتکا به راهای قانونی و طومار جمع کردنهای بی حاصل دست کل طبقه را در سراسر کشور در این راستا در دست هم قرار میدهند و میخواهند به این شکل ویرانگر ضد کارگری و ضد انسانی پایان بدهند.

ترفندهای جدید برای شکستن مطالبه و اعتراض واحد کارگری

دولت ضد کارگری جمهوری اسلامی مانند سالیان پیش ماها است که پیشا پیش با طرح “افزایش ٢٠ درصدی حقوق و دستمزد” عملا و بدون نیاز به تشریفات های ضد کاری مانند شورای عالی کار و بحث کمیته دستمزد و مباحث فریب کارانه تورم و غیره ، تصمیم یکطرفه خود را گرفته است. این در حالی است که حتی برای بخشهای سرکوبگر و خرافاتی و تبلیغاتی حاکمیت حتی در بودجه بندی سالانه شان تا دویست درصد هم افزایش در نظر گرفتند و تصویب هم کرده اند. اما از نظر ما این یک جنایت بزرگ دیگر است و با اعلام از پیش “افزایش ٢٠ درصدی” عملا به معنی تعیین حداقل دستمزد در حد یک میلیون ونیم خواهد بود. یعنی چهار میلیون و نیم کمتر از زیر خط فقر اعلام شده خود دولتی ها! همزمان ترفند دیگری پیش کشیدەاند تحت عنوان جدا کردن دستمزد بر حسب استانی. یعنی کارگران هر استان و منطقەای بطور جداگانه دستمزدشان تعیین گردد. این اقدام نیز شدیدا ضد کارگری و در ادامه بی اختیار کردن طبقه کارگر در بعد سراسری در قبال یک پدیده سراسری کارگران در کل کشور میباشد. یعنی ایجاد تفاوت و رقابت بین کارگران، و دادن این تصویر دروغین که گویا سطح زندگی مزدبگیران و کارگران در استانهای مختلف بسیار متفاوت میباشد. در حالی که اصلا چنین نیست. تازه علاوه بر آن خودشان میگویند حداقل دستمزد شامل کارگران تحت پوشش “قانون کار” شان میشود، یعنی محروم شدن قریب به ۵٠ درصد طبقەکارگر ایران از این حداقل دستمزد بردگی هم. دروغگو بودن این حربه ضد کارگری این آقایان وقتی بیشتر معلوم میگردد که میبینم همین سطح زندگی متفاوت را مثلا برای دم و دستگاه و ارگانها و نهادهای مفتخور جمهوری اسلامی و تعیین “حقوق” هایشان شامل نمی گردد! اما وقتی به کارگر میرسد انواع و اقسام شگرد پیدا میشود تا دستمزد بردگی و ناچیز موجود را هم قطعه قطعه کنند و مانع اقدام مشترک و متحد کل طبقه در قبال چنین پدیده واحد و مشترکی شوند. پاسخ ما به این تفاوتها روشن است: هر جایی هزینه کارگران و خانوادهای کارگری از یک استان نسبت به استان و یا شهر دیگری بیشتر بود، هر جایی که شرایط کار کارگر سختر بود، از کانال تشخیص و تصمیم نمایندگان منتخب کارگران، دستمزد آنها را علاوه بر پرداخت دستمزد پایه، حداقل دستمزد سراسری، باید مزد بیشتر و چند برابری به آن بخش از طبقه کارگر پرداخت نمود.

“تحریم اقتصادی”،امریکا، پول نداریم!

در این دوره نیز ترفند “تحریم اقتصادی”هستیم. “پول نداریم”، با “امریکا جنگ داریم” و غیره نیز نباید هیچ بردی داشته باشد. اولا شما سرمایەداران و دولتی ها و امام و امام زاده ها و سپاهی و زندان بانها و آدمکشها ، نه تنها تحریم نشدەاید و بی پول نیستید و جنگی با کسی ندارید، بلکه همه این ها “نعمتی” شده بر سر سفره و زندگی انگلی تان. دوما شما قبل و بعداز “دعوا با امریکا “نیز چهل سال است جامعه و کارگران را با اسم رهبری، بیت رهبری، دولت، سرمایەدار، ارتش، سپاه و آخوند و خرافاتی چون ملت، میهن، امت، شریعت و بهشت و غیره عملا حق اولیه آزادیهای انسانی و زندگی اقتصادی کارگر را بە گرو گرفته و آشکارا دزدیده اید و “تحریم” کرده اید. اگر پول نیست پس این همه “اختلاس” از کجا میآید، این همه نیروی دولتی و مسلح و صدا و سیما و آخوند و موشک هوا کردنها از کجا تامین میشود؟ این همه پولی که در کشورهای همجوار برای حکومتتان و سیستم ترور و سرکوب و ترور و “حلال شیعه” تان خرج می کنید از کجا آوردەایده ؟ رئیس بانگ مرکزی همین دیروز اعلام کرد بیش از ده میلیارد دلار سرمایەگزاری بی رویه در خارج کردەاند، چند روز پیشتر نمایده مجلسشان از سه و نیم میلیار اختلاس دیگر پرده برداشت ، این پولها که با آن میتوان فقر و بیکاری و گرسنگی را در ایران ریشه کن کرد از کجا آمده و چرا هنوز میگوئید پول نیست؟. پس پول نداریم و تحریم شدەایم یک حربه و دروغ بزرگ و حقەبازی اسلامی و سرمایەداری تان است. تنها انسانهای عقب مانده و از دنیا بی خبر میتواند فریب این هذیانگویی های عوامفریبانه حکومت چهل سال جنایت و استثمار و مستبد اسلامی بخورد.

سوسیالیسم امروز: در باره همین موضوع چه پیامی دارید؟ فراخوان شما به فعالین سوسیالیست طبقه کارگر چیست؟

سلام زیجی: به مباحث محوری در سوال قبلی پرداختم. پیام و فراخوان اصلی من رو به رهبران عملی و سوسیالیست و دلسوز طبقەکارگر این است، که بدون دخالت و نقشه و اقدامات متحد کننده آنها نمیتوان به تحرکات خودبخود اینکه گویا کارگران به میدان می آیند و فلان کار را انجام میدهند و غیره هیچ اتکایی کرد. باید سیاست و افق و راه حل روشن و متحد کنندە جلو طبقه گذاشت. باید از هر سوی و در همه شهرها و مراکز کارگری دست کارگران را حول این پدیده قابل درک و قابل قبول برای همه، یعنی افزایش دستمزد فوری متحد نمود، این ممکن و ضروری است. در یکسال اخیر، از جمله در فولاد اهواز و هفت تپه ما شاهد مبارزات کارگری بودیم که متاسفانه حتی در آنجا هم رفقای ما تنها ماندن و ما نتوانستیم بطور عملی نه فقط کل طبقه که حتی چند مرکز مهم کارگری را به اعتصاب و اعتراض حمایتی از آنها به میدان بیاوریم. این ضعف بزرگ را نباید در رویداد مبارزه برای افزایش دستمزد که انگیزه و ملزومات متحد کننده آن برای همه بخشهای کارگری فراهم تر و آماده تر است تکرار کنیم. این مهم امر فوری رهبران کارگری است! کسی میتواند رهبر کارگری قلمداد شود که چنین صف و تحرکی را به واقعیت تبدیل کند، برود کارگران و فعالین محلی و سراسری را متقاعد کند . رفقا ما یک دشمن مشترک داریم، و آن دشمن مشترک در قالب دولت و کارفرما و شورای عالی کار میخواهد دوباره و برای یکسال دیگر ما را ازارن فروشی کنند و نیروی کارمان را به ارزانترین شکل در خدمت یک مشت جانی و سرمایەدار بەما تحمیل کنند و نباید ما اجازه تکرار این جنایت را در حق به خود و خانواده و فرزندانمان بدهیم. ما میتوانیم! ما میتوانیم همه شان را به زانو در بیاوریم اگر به قدرت و حقوق و حقانیت خود باور داشته باشیم.

باید درس گرفته باشیم که طومار و بیانیه صادر کردن صرفا پاسخگوی مبارزه امروز طبقه کارگر از جمله در مبارزه اقتصادی آن نیست. تعیین حداقل دستمزد یک پدیده سراسری طبقه است و تنها با یک مبارزه متحد، اعم از اعتصاب و اعتراض و تحصن، میتواند پاسخ بگیرد. مبارزه ای که متکی بر برگزاری مجامع عمومی فوری در همە مراکز کار و انتخاب شوراها و نمایندگان مستقیم کارگری به عنوان طرف حساب دولت و کارفرما، نمایندگانی که حتی اگر کل طبقەی چهل – پنجاه میلیونی را هم کاملا نمایندگی نکند حداقل رای و حمایت مستقیم چند میلیون کارگر از جمله در مراکز کلیدی صنعتی را داشته باشد. و تنها و تنها بە اتکا به چنین روند و مکانیزم و افق و سنت مبارزاتی است میتوان راه تعرض افسارگسیخته دولت و سرمایەداران را از کانال نهادهای ضد کارگری مانند شورای عالی کار و خانه کارگر و شوراهای اسلامی را رد کرد و امکان نفس راحتر اقتصادی برای کل طبقه در سال آینده فراهم نمود و تغیرات واقعی در تناسب قوای به شدت نابرابر کنونی ایجاد نمود. خلاصه کنم که چنانچه همت کنیم بیش از هر زمانی راه اتحاد طبقه حول یک مطالبه واحد مرتبط بهم، از جمله افزایش حداقل دستمزد به ۶-٧ میلیون تومان، حق فوری آزادی تشکل کارگری مستقل از دولت، آزادی فوری فعالین کارگری از زندان و تامین دستمزد برابر برای زنان و مردان کارگر در ازای کار برابر آنها، فراهم تر میباشد.

حزب ما در این مبارزه در کنار کل طبقه و رهبران پیشرو و سوسیالیست قرار دارد، از همه کارگران و فعالین میخواهیم بطور جدی و متحدانه پا بەاین نبرد مهم و سرنوست ساز طبقەکارگر علیەجمهوری اسلامی و طبقه فاسد و استثمارگر سرمایەدار در ایران بگذارند.

منبع: شماره ٨٨ نشریه سوسیالیسم امروز