قطعنامه تشکلهای صنفی و مدنی مستقل ایران، روز کارگر را صنفی و ملی کرد.

قبل از هر چیزی اول ماه مه، روز جهانی کارگر را به همه کارگران و مردم آزادیخواه و همه فعالین ، از جمله نویسندگان و امضاء کنندگان قطعنامه تشکلهای مدنی و صنفی مستقل جهت اول ماه مه تبریک میگم. میرویم به خود قطعنامه بپردازیم

قطعنامه ای از طرف تشکلهای صنفی و مدنی مستقل زیر به مناسبت روز معلم و روز کارگر صادر شده است. جدا از متن قطعنامه و جدا از گروههای امضاء کننده آن، جدا از تاثیرات و بی تاثیری آن، به نظر من قاطی کردن روز معلم و روز کارگر در این قطعنامه اشتباه بزرگی است که به تضعیف اهداف روز کارگر منجر شده و میشود. اگر این روش باب شود و گسترش یابد روز کارگر به یک روز حقوق بشری تقلیل مییابد. قطعنامه و بیانیه و فراخوان برای هر یک از این  روزها باید جداگانه و مناسب با جایگاه و اهداف آن روز باشد. امروز روز معلم با روز اول ماه مه قاطی شد و فردا به راحتی روز اول ماه مه میتواند با روز دیگری قاطی شود و یا اعلام شود که روز اول ماه مه همان روز حقوق بشر میباشد و میتوان برای هر دو یک قطعنامه صادر کرد. تاریخ  اول ماه مه تاریخ اتحاد جهانی طبقه و انقلابات آن میباشد و به دلائل زیر قاطی کردن آن با روز معلم و یا روز حقوق بشر و…اشتباه بزرگی میباشد.

اولا:

  1. روز معلم یکروز در ایران میباشد، یعنی جنبه محدود ملی ( کشوری) دارد، در حالی که روز کارگر یک روز جهانی و روز اتحاد بین المللی کارگران میباشد

۲- هدف روز کارگر اتحاد طبقه کارگر بر علیه طبقه سرمایه دار و دولتش میباشد، در حالی که هدف روز معلم اتحاد صنف معلمان و ارج گذاردان به شغل معلمی میباشد که در جای خود ارزش دارد، اما قاطی کردن آن با روز جهانی کارگر اشتباه میباشد.

۳- هدف روز کارگر مبارزه بر علیه نظام سرمایه داری و عواقب آن یعنی فقر و بیکاری و…. میباشد، در حالی که روز معلم چنین اهدافی ندارد و هدف آن صنفیف  بهبود وضعیت آموزش و پرورش و مبارزه با سیستم دیکتاتوری میباشد که سد راه آموزش صحیح و علمی میباشد. 

۴- هدف پایه ای روز کارگر برچیدن نظام سرمایه داری و برقراری جامعه آزاد و برابر، جامعه سوسیالیستی میباشد، در حالی که هدف روز معلم صنفی و محدود و حداکثر بهبود وضع معلمان و آموزش و پرورش در چهارچوب سیستم سرمایه داری میباشد. 

قاطی کردن روز کارگر با روز معلم و یا هر مناسبت آزادیخواهانه دیگری اشتباه محض میباشد و تنها به کمرنگ کردن اهداف اساسی روز کارگر، کمرنگ شدن جهانی بودن مبارزه طبقه کارگر، کمرنگ شدن تاکید بر نابودی نظام سرمایه داری، کمرنگ شدن تاریخ اول ماه مه، کمرنگ شدن صنفی و ملی نبودن اول ماه مه و…میانجامد.

نباید روز کارگر را با هیچ مناسبت صنفی و سیاسی و اجتماعی دیگری قاطی کرد.

دوما:

متن قطعنامه هم هیچ قرابتی با روز اول ماه مه ندارد. قطعنامه با این پاراگراف شروع میشود که: 

“روز معلم و مراسم اول ماه مه امسال را در حالی برگزار می‌کنیم که کارگران، معلمان، زنان، دادخواهان، ملت‌های تحت ستم، دانشجویان، بازنشستگان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران در مصافی تاریخی و زیر و رو کننده با سیستم ضد انسانی حاکم بر کشور قرار گرفته اند و به رغم سرکوب خونینی که حکومت طی هشت ماه گذشته انجام داده است جنبش انقلابی مردم ایران همچنان زنده و پویاست و روزی نیست که مردم به جان آمده در هر سو از جغرافیای سیاسی ایران با هر زبانی در خیابان و محل کار و زندگی حکومت را آماج اعتراضات تحول خواهانه خود قرار ندهند.”

این پاراگراف و کل قطعنامه هدف روز اول ماه مه را به مبارزه مردم و رژیم تقلیل داده است. قطعنامه به جای اینکه مبارزه مردم را به زیر اهداف اول ماه مه بکشاند، هدف اول ماه مه را به زیر مبارزه جاری مردم با رژیم میکشاند.

در بند پایانی، قطعنامه تشکلهای صنفی و مدنی، به جای تاکید بر ماهیت ضد سرمایه داری روز کارگر و اتحاد طبقه کارگر برای زیر و رو کردن نظام سرمایه داری، بر منشور حداقلی مطالبات تاکید کرده اند.آنها به جای اینکه منشور حداقلی را به زیر اهداف اول ماه مه بکشانند، اهداف اول ماه مه را به زیر منشور حداقلی کشانده اند. قطعنامه همانطور که روز معلم را با روز کارگر قاطی کرده است، در اهداف روز کارگر هم آب ریخته است. در بند پایانی قطعنامه آمده است:

“ما با حمایت از اعتصاب گسترده کارگران پروژه‌ای نفت و گاز و پتروشیمی، بار دیگر و به مناسبت #روز_معلم و #روز_جهانی_کارگر، با قرار دادن مطالبات دوازده‌گانه‌ی منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی و مدنی، به مثابه خواست‌های حداقلی خود در این قطعنامه،کارگران و معلمان، زنان، دانشجویان و عموم توده های ستمدیده مردم ایران را فرا میخوانیم با سازمانیابی در تشکلها و شوراهای محیط کار و محلات، مبارزات خود را برای گذر از شرایط ضد انسانی موجود و شکل دهی به آینده ای مبتنی بر تحقق خواستهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه، متکی به اراده و اتحاد و همبستگی خود سازند.”

ممکن است گفته شود که این تاکید بر اهداف و مطالبات حداقلی در روز کارگر به دلیل مسائل امنیتی میباشد. اما هر فعال سیاسی میداند که در ایران میتوان بر علیه نظام سرمایه داری و عوارض آن در ایران و جهان بسیار راحت تر از مسئله مبارزه مردم با رزیم حرف زد و قطعنامه صادر کرد. رژیم به درست نسبت به تبلیغات و پروگاند مشخص بر علیه  اش بسیار بیشتر از پروگاند بر علیه نظام سرمایه داری حساسیت به خرج میدهد. از این نظر قاطی کردن روز معلم و روز کارگر و آب ریختن در اهداف روز کارگر ربطی به مسائل امنیتی ندارد.

و در پایان باید تاکید کنم

جدا از همه این نقدها اگر تشکلی در روز اول ماه مه بر سر تنها یک مطالبه، طبقه کارگر و مردم را در ایران به تجمع و اعتراض بکشاند، بر سر دستمزد و حجاب و… تجمعی را سازمان دهد، یا اگر در کارخانه و محله ای مراسم اول ماه مه به طور وسیع برگزار شود، ارزش آن از صدها منشور و قطعنامه و بیانیه بیشتر میباشد. کاش تشکلهایی به جای عرق ریختن و نیرو گذاشتن برای تنظیم قطعنامه و بیانیه، نیروی خود را صرف سازماندهی حرکتی و برگزاری مراسم و جشنی در روز اول مه مه میکردند. در آن صورت آن کار ارزشمند، بدی و خوبی منشور، قطعنامه و بیانیه شان  را فرعی میکرد و همه ما آن حرکت واقعی را تماشا میکردیم که شایسته اول مه مه میباشد. 

محمود قزوینی

یکشنبه ۳۰ اوریل ۲۰۲۳، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲

تشکلهای امضاء کننده قطعنامه روز معلم و روز کارگر با عنوان: ” قطعنامه تشکلهای صنفی و مدنی مستقل ایران به مناسبت روز معلم و اول ماه مه روز جهانی کارگر”

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

اتحاد بازنشستگان

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت( ارکان ثالث)

صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد ایران(اهواز)

شورای کارگری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی(بستا)

سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه 

کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه

ندای زنان ایران

شورای بازنشستگان ایران

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

کانون مدافعان حقوق کارگر

سندیکای نقاشان استان البرز

اتحادیه آزاد کارگران ایران